
فاطمه افشار
من فاطمه افشار هستم؛ کارشناسی ارشد توانبخشی شناختی دارم و پیش از آن، در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد، در حوزهی زبان و ادبیات روس و مطالعات روسیه تحصیل کردهام.
عاشق ایرانگردی با دوچرخهام و سالهاست که رکاب میزنم. شاید به همین دلیل است که خواندن برای من همیشه شبیه سفر با دوچرخه بوده؛ سفری که در آن قرار نیست فقط به مقصد برسیم. باید آهسته رفت، دقیقتر دید و به چیزهایی که در مسیر اتفاق میافتند توجه کرد.
در دوچرخهسواری، یک مسیر آشنا میتواند هر بار چهرهی تازهای داشته باشد؛ کافی است فصل عوض شود، همسفر تغییر کند یا خودمان دیگر همان آدم قبلی نباشیم. کتابها هم همیناند. ممکن است متنی را سالها پیش خوانده باشیم، اما در مواجههای دوباره، با تجربهای تازه یا در گفتوگو با آدمی دیگر، ناگهان معنایی را در آن ببینیم که پیشتر از چشممان پنهان مانده بود.
به همین دلیل، کتابخوانی گروهی برای من فقط کنار هم خواندن چند کتاب نیست؛ فرصتی است برای دیدن یک متن از زاویههای مختلف و برای شنیدن آدمهایی که هرکدام با جهان، تجربه و نگاه خودشان وارد گفتوگو میشوند.
در این مسیر، قرار نیست همه به یک برداشت برسیم. اتفاقاً بخشی از ارزش گفتوگو در همین تفاوتهاست؛ اینکه گاهی چیزی را از دیگری یاد بگیریم، گاهی نگاه خودمان را دوباره بررسی کنیم و گاهی با پرسشی از جلسه بیرون بیاییم که تا مدتها با ما بماند.
من اینجا هستم تا این مسیر را با هم طی کنیم؛ با کتاب، گفتوگو، کنجکاوی و البته کمی لذتِ گمشدن در مسیر.
ژرفا