
ندا سلامیان
همیشه از خوشیهای اصلی زندگیام، نوشتن، شنیدن و تماشا کردن آدمها بوده; وقتی از چیزی میگویند، کنشی دارند، یا حتی سکوتی. برای همین روزنامهنگاری خواندم و سالها با کِیف، مینوشتم و هنوز هم گاهی. بعد کنجکاویام به فهم اینکه جامعه چطور کار میکند بیشتر شد و آمدم سراغ علوم اجتماعی، که تَرَکهایی اساسی در چشماندازم به جهان، آدمها و موضوعات انداخت و تاامروز، هر بار من را با ایدهای جدید روبهرو میکند و به وجد میآورد. تسهیلگری کتابخوانی برای من امتداد هیجانانگیز همین مسیر است، اینبار در ارتباطی بیواسطه با آدمها، کتابها و ایدهها; و امکانِ کمنظیرِ باهم خواندن، باهم دیدن، و باهم پرسیدن در فضایی امن.
گروه درمیان