
حکیم حمادی
اگر بخواهم وجه مشترک علاقههایم را در یک جمله خلاصه کنم، میگویم: تمرین نگاه کردن.
هنر و فلسفه خواندهام و عکاسی میکنم. چیزی که این سه را برای من به هم پیوند میدهد، همین تمرین است؛ نگاه کردن به گیاهها و اشیا، به نقاشیها و فیلمها، به شیوههای دیدن، به فرایندها، به تاریخها، به هستی خودمان، به شکلهای فهمیدن و چیزهای دیگر.
شاید به همین دلیل کتابها را دوست دارم؛ چرا که هر کدام راهی دیگر برای دیدن جهاناند. و آدمها را هم از همین رو دوست دارم؛ چرا که هر گفتوگو فرصتی است تا جهان را از چشم دیگری ببینم.
برای من گروه کتابخوانی جایی است که کتابها، آدمها و شیوههای متفاوت دیدن گرد هم میآیند؛ جایی برای سهیم شدن در تماشای کلمات، ایدهها و نگرشهایی که میان ما به گردش درمیآیند.
ایماژ، گروه فیلم و سریال (آنلاین)
تسلا